![]() |
![]() |
|
| روزنوشت، شعر و داستان، نقد و یادداشت سینمایی |
|
۲۴ پرسش متفاوت از ۲۴چهرهی سینمایی
کفش سیندرلا
میان جادهی ابریشم
بیست و چهار نفر از چهرههای متفاوت سینمایی را با یک پرسش مواجه کردیم. این پرسش، نسبت به وجوهات مختلف کاری و اجتماعی هر کس دچار تغییر می شود. پاسخها در لحظه گرفته شدهاند و مثل پرسش ها تیتر وارند. پرسش ها و پاسخ ها در فضایی دوستانه و بی تعارف شکل گرفته اند. مسعود بهارلو
رضا کیانیان این رضا کیانیانهای مختلف (رضا کیانیان بازیگر، رضا کیانیان مدرس، مولف، عکاس، مجسمه ساز و ...) با هم اختلاف ندارند؟ هیچ کدامشان با دیگری، درگیری پیدا نمیکند؟! - نه! همه شان با هم رفیق اند و هوای همدیگر را دارند!
محسن طنابنده از نظر مالی برای تو، کدام یکی با صرفهتر است: فیلمنامهنویسی یا بازیگری؟! - بازیگری!
کامبیز دیرباز کامبیز دیرباز تا کی می خواهد هر روز، چاق تر از دیروز شود؟! - بعد از بازی کردن بخش 60 سالگی نقش نادر در سریال «درچشم باد»، خودم را لاغر میکنم...
شهرام مکری تو بچهی شهرستانی و از سینمای بسیار کم مخاطب کوتاه، میآیی! با این وضعیت، چه میشود که موقع نمایش اولین فیلم بلند سینماییات؛ مردم سر و دست میشکنند برایت؟ کف زمین مینشینند و موقعی که اسم تو را روی پرده میبینند، سوت و کف میزنند! این اتفاقها سر نمایش اولین فیلمهای کیمیایی و مهرجویی و... هم نیافتاده است! - دو دلیل دارد: 1 / سینما به وجود نسل ما نیاز دارد. 2 / باید به طور شبانه روزی برای فیلم و عرضهی آن، تلاش کرد. من فکر میکنم تلاشم را کردهام.
فریبا کامران اسم و فامیلی با مسما و عجیبی داری. خودت فکر میکنی، کدامشان هستی: فریبنده یا کامران؟ - (میخندد.) فریب خوردهی ناکام ام! شاید پدر و مادرم فکر میکردهاند که بچهشان، این مدلی میشود. بهتر این است که بگویم: هر دوتاش هم نیستم!
حمیدرضا پگاه حمید رضا پگاه از نظر سینمایی، رسما خوش تیپ است! چرا هیچ وقت به آن جایگاه سوپراستاری و جوان اولی (که به شدت پتانسیلاش را دارد.) نرسیده؟ - قسمت، شانس، سلیقه. شاید این سلیقهی تو باشد...نه؟!
لیلا زارع این کیکهایی که میپزی و میدهی به کافهی دوستمان، خوش مزهترند یا بازیگریات؟! - اگر کسی مثل خودم، شکم دوست باشد؛ کیکهایم را بیشتر دوست خواهد داشت! تازه... فقط هم به آن کافه، کیک نمیدهم. هر کس بخواهد، سفارش میگیرم!
سپیده فارسی این اقتباسی که از داستانهای بیژن نجدی کردی، چقدرش به وجوه «فارسی»ی سپیده فارسی ربط دارد؟ - اساسا ایران آمدنم و در این جا فیلم ساختنم، نشان دهندهی دغدغهی من است. من بین دو جا زندگی میکنم. یک جایی آن وسطها... دو زیستیام. بین دو آب زندگی میکنم! البته نجدی را به واسطهی همسرم شناختم.
بایرام فضلی قرضهای فیلمت را پاس کردهای؟! - نه هنوز! پنج سال قبل از آن برای دیگران فیلم برداری کردم تا بتوانم پولش را تهیه کنم، اما همهاش جور نشد باقی را قرض کردیم. پنج سال دیگر هم باید برای دیگران فیلمبرداری کنم تا بتوانم قرضها را پاس کنم. مثل برنامهی بودجهی پنج سال اول و دوم شده است. متاسفانه هنوز هم، فیلم را اکران نکرده اند.
حسن یکتاپناه فیلم جدیدی که - عنوانش یادم نمیآید - بعد از «داستان ناتمام» را کار کرده بودی، چه کار کردی؟! چی شد؟! - سال 1386 آمادهی نمایش شد و اسمش هست: «بی بی». خودم تهیهکنندهاش بودم و برای ساخت آن، پروانهی ساخت ویدیویی گرفتم، و لی با دوربین 35 آن را فیلمبرداری کردم... بعد از آن، پروانهی نمایش سینمایی را به ما ندادند. کلی جشنوارهی خارجی هم آن را خواستند که نتوانستیم کاری کنیم.
سروش صحت انتهای این سبیلت به کجا وصل میشود؟! به کدام جهان؟! - سر جایش تمام میشود...!
شهره سلطانی با توجه به این که تاتری هستی؛ فرآیند کشتن پیاز، ملودرام است یا تراژدی؟! - (میخندد.) گروتسک است!
رامبد جوان اگر تو را توی بزرگترین کپهی آتش تهران در شب چهارشنبه سوری بیاندازند، چه اتفاقی برای آتش میافتد؟ - از خجالت، خاموش میشود...!
مهرداد ضیایی چرا مهرداد ضیایی موقع بازیاش لهجهی اصفهانی ندارد؛ اما در زندگی عادیاش، لهجه دارد؟ - هنگام بازی، مهرداد ضیایی نیستم. فکر میکنم به قدرتی دست پیدا کرده باشم که بتوانم از همه چیز خودم، حتی در لهجه جدا شوم.
مسعود رایگان اگر توی میدان تجریش، محکم بکوبی به سیندرلا... و سیندرلا از یک طرف کادرت خارج شود و لنگه کفشش از سمت دیگر؛ موقع پیاده شدن، کدام سمت میروی؟ - به سورچرانشان زنگ میزنم و میگویم: کالسکهشان را بسازند و با موش ها بیایند سیندرلا را ببرند!
سید جمال ساداتیان وبسایت بشرا فیلم چه ربطی به سینما دارد؟! - به نظر من، باید وارد عرصههای تکنولوژی شویم. قصدمان این است که یک کارگردان وفتی با فیلماش وارد دفترمان شود... در نهایت، فیلم بسته بندی شدهاش را تحویل بگیرد. این امکان را به وجود آوردیم تا در خدمت سینما قرارش دهیم.
سامان استرکی «صندلی خالی»ات چه جنسی دارد و به سمت کجا پرتاب میشود؟ - فایبرگلاس است و میرود توی مجمعالجزایر لانگرهاوس (واقع در معده)!
بابک حمیدیان فرض کنیم: دجّالی سیاهپوست باشی که مردم تحقیرش کنند. اگر آنقدر تحقیر شوی که ذرهذره آب شوی و اندازهی دیگر مردمان شوی و تبدیل به اتللو... آنوقت با دزدمونا چه کار میکنی؟! - دزمونا میشود تمام مردمی که تحقیرم کردهاند و...! خیلی وقت است که حوصلهی عاشقی ندارم.
علیرضا زریندست کمی زریندست بودن را فارغ از شغل و شهرتت، صرفا به عنوان یک صفت و یک نام خانوادگی، توصیف کن. - نامهای ما کد و شمارهي ما هستند. باید به نقطهای برسی که تو، تعریف کنندهي اسمت باشی و نه اسمت، تعریفکنندهی تو. افتخار را باید به وجود بیاوری تا اسمت، الگو شود.
مازیار میری اگر قرار بود کشته شوی، دوست داشتی مثل چه شخصیتی در چه فیلمی، بمیری؟ و چه شخصیتی از چه فیلمی تو را بکشد؟ - دوست دارم کشته شوم و بمیرم در پایانبندی «کازابلانکا».
فرزاد جودت سینما بیرحم است؟! - سینما، زندگی خودش را دارد!
مجید برزگر چرا فیلم نمیسازی؟! همهی همقطارهایت از تو جلو زدند... - فیلم ساختن در این دوره و زمانه، سخت نیست. باید صبر کرد. من معتقدم که نسل ما خیلی عجله میکنند. البته قرار است هفتهی آینده پروانهی ساخت ما برای فیلم سینمایی «فصل بارانهای موسمی» که یک فیلم شهری ساده است، صادر شود. به تهیهکنندگی منوچهر شاهسواری.
امیر عابدی عکاس فیلم، همیشه به معروف شدن آدمهای دیگر به خصوص بازیگران، کمک می کند. حالا در مورد تو چه اتفاقی افتاده که به عنوان یک عکاس فیلم که پشت دوربینات قایم می شوی و معمولا دیده نمیشوی، معروف شدهای؟ - من همیشه تلاش کردهام که این نکات را در کارم رعایت کنم: 1- رفتار حرفه ای مناسب 2– حسن خلق 3- اصالت در بیان 4- به روز بودن.
سامان سالور دوست داشتی کدام پایانبندی تاریخ سینما، پایانبندی زندگیات میشد؟ مفهوم آن پایانبندی هر چیزی میتواند باشد. - صحنهی پایانی سینما پارادیزو که آلفردو در سالن سینما مشغول دیدن فریمهای سانسوریست.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 18:18 توسط مسعود بهارلو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
فقط برای دیدن و خواندن...چیزی به نام کپی رایت وجود دارد!
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 بهمن 1387 آبان 1387 مهر 1387 تیر 1387 خرداد 1387 بهمن 1386 |
|
RSS
|